بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    مرد پاک

  • تعداد نظرات : 1
  • ارسال شده در : ۱۳۹۲/۰۸/۲۴
  • نمايش ها : 333

تو فیسبوک یه مطلبی خوندم که واقعا خیلی حال کردم.اونم این بود:

مرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مرد هم همونجا خوابش می بره...
 
زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه...
 صبح که مرد از خواب بیدار میشه
 انتظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده ...
 
مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره ...
 که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته...
 
زن : عشق من صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست ...
 من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم...
 زود بر می گردم پیشت عشق من
 دوست دارم خیلی زیاد....
 
مرد که خیلی تعجب کرده بود
 میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟
 
پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی ...
 
هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن...
 من ازدواج کردم...
 
به سلامتی همه ی مــــــــــردای پاک ♥

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


↩ᄊªフ¡Ð☯
ارسال پاسخ


یاشاسین