متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - nazgol25

nazgol25
لحظات را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه خوشبختی در همان لحظاتی بود که گذشت
8532
  • جنسیت : زن
  • سن : 34
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ مو : طلایی
  • رنگ چشم : آبی
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • درآمد : عالی
  • شغل : حقوق
  • وضعیت کار : پاره وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند....
    که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت .....
    به رقص درآیی.....
    قصه عشق ، انسان بودن ماست....
    از بردران محترم و گرامی تقاضا دارم درخواست دوستی ننمایند شرمنده گل روی همه تان
  • علایق من : علاقه به کار و ادامه تحصیل برای کارشناسی ارشد
  • ماشین من : BRT
  • آدرس وبلاگ : همخونه
  • غذای مورد علاقه : فقط خانگی
  • ورزش مورد علاقه : کوهنوردی - شنا - ژیمناستیک
  • تیم مورد علاقه : ندارم
  • خواننده مورد علاقه : هر کی که صداش بدلم بشینه
  • فیلم مورد علاقه : پیاده شو ته خطه
  • بازیگر مورد علاقه : ندارم
  • کتاب مورد علاقه : دیوان حافظ و مولانا
  • حالت من : شاد و خوشحال
  • فریاد من : لحظات را گذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه خوشبختی در همان لحظاتی بود که گذشت
  • اپراتور : رایتل
  • نماد ماه تولد : شهریور
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 42173_headb8t272c17ftckmcz2u7qzum4qc7vtjyufg.jpg
  • آهنگ پروفایل : http://dl.melodysong.ir/t/5/01%20-%20Shadmehr%20Aghili%20-%20Taghdir%5BMelodySong.ir%5D.mp3

3 سال پيش

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود و اگر نه نمی شود به همین سادگی…

7 سال پيش

ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﯾﮏ ناشنوا ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت
ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد
ﻭﻟﯽ
ﺑﺎ یک ﺁﺩﻡ بی احساس،
ﻧﻪ ﻣﯿﺸود ﺣﺮﻑ ﺯﺩ،ﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ،ﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﺯﺩ ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ .
یک ضرب المثل چینی می گوید برنج سرد را می توان خورد،
چای سرد را می توان نوشید اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد.

داش غیرت...................

7 سال پيش

حسِ مدادِ سفیدیُ دارم کِ بینِ بیستُ چهارتارنگ همیشع بی استفادع میمونع...

♡*.*

+5

7 سال پيش

عشق اگر در کار دل بستن کمی انصاف داشت

من به او مومن نبودم او به من کافر نبود

داش غیرت.....................

7 سال پيش

مـــــــن یـــــــه فـــــــایتـــــرم➣➣

بـــسلامتـــی فــــــایــــــتــــــری کـــه

تــــو خیـابــون یـــه بچــــــه ســوســول

چــــپ چــــپ نـــگاهـــش میــکنـــه

یــــه لبخنـد میــزنـــه و از کنـــارش رد میــشه

داش غیرت.....................

7 سال پيش

اگر یه تفنگ با دو تا گلوله داشتم
و توی یه اتاق با هیتلر و بن لادن و تو بودم؛
به تو دو بار شلیک میکردم!