متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    فراموش شده ها

  • تعداد نظرات : 14
  • ارسال شده در : ۱۳۹۳/۰۱/۰۹
  • نمايش ها : 207


کودکی با پای برهنه بر روی برفها ایستاده بود

 و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی...

در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد

 وبرایش لباس و کفش خرید و گفت:

مواظب خودت باش

 کودک پرسید:ببخشید خانم شما خدا هستید؟

 زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.

کودک گفت: می دانستم با او نسبتی داری!!!


MaRyA1371

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


mehdi2191
ارسال پاسخ

عالی

H1367
ارسال پاسخ

ممنونم

00arminkarimi
ارسال پاسخ

مرسی

marya1370
ارسال پاسخ

SaeidTakta :
منم واست دوچرخه خریدما
پس من چی{4}


شـــوالیـه
ارسال پاسخ

منم واست دوچرخه خریدما
پس من چی

peyman6969
ارسال پاسخ

ممنون

Amir_omidi
ارسال پاسخ

عالییییییییییییییی بود

amir92
ارسال پاسخ
melisa11
ارسال پاسخ
nasim14
ارسال پاسخ
mahdis80
ارسال پاسخ
hedieh
ارسال پاسخ

مرررررسى قشنگ بود


qwer
ارسال پاسخ

خوب بود مرسی

TutU
ارسال پاسخ

مرسی