متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    خیراست

  • تعداد نظرات : 2
  • ارسال شده در : ۱۳۹۴/۰۳/۱۰
  • نمايش ها : 111

پادشاهي وزيري داشت كه هر اتفاقي مي افتادميگفت:خيراست!!

روزي دست پادشاه درسنگلاخها گيركرد ومجبور شدند انگشتش را قطع كنند،وزيردر صحنه حاضر بودگفت:خيراست! 

پادشاه ازدرد به خود ميپيچيد،از رفتار وزير عصبي شد،اورا به زندان انداخت،۱سال بعد پادشاه كه براي شكار به كوه رفته بود،در دام قبيله اي گرفتارشد كه بنا بر اعتقادات خود،هرسال ۱نفررا كه دينش باانها مختلف بود،سر ميبرندو لازمه اعدام ان شخص اين بودكه بدنش سالم باشد 

وقتي ديدند اسير،يكي از انگشتانش قطع شده،وي را رها كردند 

انجا بود كه پادشاه به ياد حرف وزير افتاد كه زمان قطع انگشتش گفته بود:خير است! 

پادشاه دستور ازادي وزير را داد 

وقتي وزير ازاد شد و ماجراي اسارت پادشاه را از زبان اوشنيد،گفت:خيراست! 

پادشاه گفت:ديگرچرا؟؟؟

وزير گفت:از اين جهت خيراست كه اگرمرا به زندان نينداخته بودي و زمان اسارت به همراهت بودم،مرا به جاي تو اعدام ميكردند......

....در طريقت هر چه پيش سالك آيد خير اوست 

در صراط مستقيم اي دل كسي گمراه نيست.... 

 

*حافظ*

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


نخــندوانه
ارسال پاسخ

عالی بود عالی....

_janan_
ارسال پاسخ