متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - korosh_ts

  • جنسیت : مرد
  • سن : 44
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : هیکل ورزشی
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • رنگ چشم : سبز
  • تیپ لباس : دیگر
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي سياسي
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دکتری
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • درآمد : متوسط
  • شغل : دوره گردی
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : سایر ادیان
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : بی احساس
  • درباره من : چیز خاصی نیست ...
  • علایق من : باران - آبان -پاییز حس خوب برگشتن-گاهی مقاله مرتبط با کارم
  • ماشین من : دوچرخه - گاهی هم خط ۱۱-گاهی سینه خیز
  • آدرس وبلاگ : همخونه.آی آر
  • غذای مورد علاقه : فست فود
  • ورزش مورد علاقه : ‫تیله بازی
  • تیم مورد علاقه : آرژانتین
  • خواننده مورد علاقه : داریوش
  • فیلم مورد علاقه : مردی برای تمام فصول
  • بازیگر مورد علاقه : خسرو شکیبایی-پرستویی-شهاب حسینی
  • کتاب مورد علاقه : رمز داوینچی
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : آبان
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 130071_head2y4t23d3yp16mdz7nryz86aa5yq5uvdmh.jpg
  • آهنگ پروفایل : https://uupload.ir/view/07_koli_1kc.mp3

6 روز پيش


به یاد یار دیرینم..
که بر دل ماند و از جان رفت...
به اندوه در نگاه خویش ؛
به یادش قطره شبنم ؛ ز چشمان موج پی در پی ، به گونه چون مسیر رود
بر این دشت گل لاله به روح خسته از ماندن ، بخواند بر جسم بی جانم...
https://drive.google.com/file/d/1AEO_0RPhx-AIAmZymgfRGKK7WFAsKAde/view
به صبح روشن امید ، سحر آواز سر می داد ، خروس بامداد ما ،
که خورشید بر نقابی ابر، به روز تاریک بر دلها ؛
به زنجیر بسته اند مارا ، ز دار خسته از مرده ، به زجر از ناله یاران
سکوتش یک معما شد ؛ به کابوس شب جلاد
به شب بر جمع یارانم ، سکوت مطلق ما بود ، که جوشش از درون ما ، ز رمز چشمک مهتاب
به غفلت از نگاه جغد ، زخواب دشنه دشمن ؛ به آرامش از این غفلت
بخواندیم ؛ قصه از فردا...
https://drive.google.com/file/d/13uhYZAqjZi8sFzmjXENf3R_Ibeuci4Ph/view
غزل سرمست و خندان شد
ترانه در سکوت شب ، بخواب خوش بر اندیشه ،به یاد شوکت یک کوه
بخواند از رویش یک دشت
بر این اندوه بر دلها ،
بخواند از سرو ایستاده ؛ که ریشه زد در یک خاک ؛ به باغ خشم از بیداد
بخواند از ظلمت خورشید ؛ که سوزانید این تن را ، به جرم بودن سایه ، که نقش بر خاک افتاده
بخواند از لاله و شبنم ؛ به خاک خسته از نفرت ؛
به عشق موسم یک باد ، نفس بر باغ جان داده
بخواند از شرم یک لبخند؛ به گور سنگ یک فرزند
به درب خانه مهتاب ؛ زاشک از ناله مادر...
بخواند از رود جاری بخش ، بر این مرداب خوابیده
ز بوی چرک و خونابه ، به خاک تشنه بر بودن
براین قوم به شب خفته ؛ به روز افسون بر باطل
بخواند از قصه فردا
بخواند از قصه امروز
که جوشش از نهان گیرند
ز زخم و ماتم امروز
بسازند عالم فردا...
دلنوشته
https://drive.google.com/file/d/1OzYP5jft6JisnLKnPhDvwMIBlmftKRdt/view

6 روز پيش

تو کجایی؟
در گستره‌ی بی‌مرزِ این جهان
تو کجایی؟
من در دورترین جای جهان ایستاده‌ام
کنارِ تو.
تو کجایی؟
در گستره‌ی ناپاکِ این جهان
تو کجایی؟
ـمن در پاک‌ترین مُقامِ جهان ایستاده‌ام
بر سبزه‌شورِ این رودِ بزرگ که می‌سُراید
برای تو.
شاملو
https://drive.google.com/file/d/13dCtJaKJLs0RpzF3w11baGqJvN1ESY6D/view
فدای تو
دو چشم من
که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند.
ببینمت!
تو کجایی که چهره‌ات باغی‌ست،
که از هزار پنجره نور می‌وزد هر صبح؟
رضا_براهنی
https://drive.google.com/file/d/12QuDZsPeNCFOfD5UHAHqJHDpR7ORxkYP/view

6 روز پيش

کاری با تو نداشتم!
گوشه دنج کافه همیشگی
خلوت کرده بودم
آمدی
قهوه ات را خوردی
چشم هایت را جا گذاشتی
و رفتی
حالا من ماندم
با ازدحام کافه ای شلوغ
با تقدیر و فال همیشگی ام
چشم هایت...
https://drive.google.com/file/d/1ch2z57sVWK653YeLHo3crCtofIievG_v/view

6 روز پيش

در زمستان خشک
در پاییز زرد…
و در بهار سبز می شوند؟
تو باور نکن عشق من!
دوست داشتن اگر
به جان درخت ها هم بیفتد
چهار فصلشان شکوفه باران است …
و تنهایت
افسانه ای می شود در سرزمین های دور
https://drive.google.com/file/d/1Nwj90ct_fc3uRQ45pP30rUQoGY4Mxcvn/view

6 روز پيش

hosein12345 :
خوشبختی
همیشه داشتنِ چیزی نیست.
خوشبختی گاهی لذت عمیق
از نداشته‌هاست!
«یک نوع رهایی» که شبیه به هیچ چیز نیست؛ و گاهی ساده و غیرقابل تصور است.
{h}

امشب.
نگاه کن به اطرافت
به خوشبختی هایت
به کسانی که
می دانی دوستت دارند
و به خدایی که هرگز
تنهایت نخواهد گذاشت.

درود خوش آمدید


قسم خوردم که دیگر پا به خیالت نگذارم و شب‌ آرام بخوابم،
صبح بدون دغدغه از خواب بیدار شوم،
برای خودم صبحانه آماده کنم و یک فنجان قهوه دبش با آرامشِ تمام بنوشم..
و بعد یک دلِ سیر زندگی کنم..
و امان از شب‌هایی که خیالت رهایم نمیکند،
و قسم‌هایی که شکسته میشود..
https://drive.google.com/file/d/1w96Zc4lLZrtLake05TeClkR4S_pRL40s/view

6 روز پيش

چه‌قدر دلَ‌م برایِ تو تنگ است
انگار...امشب هم نیستی..
صدایم بزن...!
https://drive.google.com/file/d/1gD0I3JBP7-jSQIFiZ0_fqt7eGTeq02ir/view